| سنجش کمّی همبستگی درزه-گسل و مقایسه روش استریونت و ترکیبی K-means+AHC در دو معدن با لیتولوژی متفاوت |
| کد مقاله : 1010-IMEC15 (R2) |
| نویسندگان |
|
بیژن شیردل *1، سید ابوالفضل کهنه1، پیمان آذری اصل2، حسین داودی1 1شرکت کانی کاوان شرق 2شرکت آلومینای ایران |
| چکیده مقاله |
| مطالعات اولیه در زمینه کاربرد خوشهبندی در تحلیل درزهها عملکرد بهتر روشهای خودکار را در موارد خاص نشان دادهاند. با این حال، این مشاهدات در ادبیات فنی بهصورت یک «برتری یکنواخت» تعمیم داده شدهاند، بدون آنکه به وابستگی این برتری به شرایط زمینشناسی و ساختاری داده توجه شود. این پژوهش با استفاده از دادههای میدانی دو معدن با لیتولوژی متفاوت (دولومیت در معدن گلبینی 7 و آهک در معدن آهک جاجرم؛ به ترتیب با 550/105 و 962/417 ساختار)، یک شاخص کمّی — میانگین وزندار فاصله زاویهای هر دسته درزه تا نزدیکترین دسته گسل، همراه با انحراف معیار و صدک 90 — تعریف و برای هر دو روش محاسبه میکند. نتایج نشان میدهد برخلاف ادعای تعمیمیافته، برتری روش به معدن و ویژگی ساختاری داده بستگی دارد: در گلبینی 7 (پراکندگی کروی بالاتر، مقدار (1−R) برابر 0.146)، روش K-means+AHC عملکرد بهتری دارد (میانگین 16.8° در برابر 20.0° استریونت، در شبکهای از 36 پیکربندی پارامتر)، در حالی که در آهک (پراکندگی کروی کمتر، مقدار (1−R) برابر 0.084)، خود استریونت دقیقتر است (2.5° در برابر میانگین 5.3° K-means+AHC). این الگو در برابر تغییر پارامترهای الگوریتم پایدار باقی میماند؛ اما بررسی حساسیت روش تخصیص داده به دستههای استریونت (نزدیکترین صفحه میانگین در برابر خوشهبندی فازی C-means مستقل) نشان داد این انتخاب میتواند تأثیر قابلتوجهی بر مقدار دقیق شاخص داشته باشد (تا 9 درجه اختلاف در معدن آهک)، که بهعنوان محدودیتی مهم گزارش میشود. یک مشاهده اولیه درباره ارتباط پراکندگی کروی با برتری روش، بر پایه تنها دو مطالعه موردی، برای آزمون در پژوهشهای آتی مطرح میشود. |
| کلیدواژه ها |
| تحلیل درزه، همبستگی درزه-گسل، خوشهبندی ترکیبی، استریونت، پراکندگی کروی |
| وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر |